یادداشت – دکتر مجید سلیمانی ساسانی: در میان درگیریهای اخیر جهان عرب، خبر بسیار عجیبی نیز منتشر شد. این خبر، از شرایط عربستان و دیگر کشورهای عربی برای پایان دادن به تحریمها علیه قطر سخن میگفت. فارغ از تمام درخواستهایی که در این خبر ذکر شده بود، یک درخواست بیش از دیگر خواستهها برای نگارنده موردتوجه واقع شد: تعطیلی شبکه تلویزیونی الجزیره! ظاهراً این درخواست، حتی بیش از دیگر خواستهها برای عربستان اهمیت دارد. زیرا پیشازاین نیز تمام دفاتر این سازمان رسانهای – که متشکل از چندین کانال مستقل تلویزیونی و فعالیتهای پررنگ در فضای مجازی است – در کشورهای مختلف عربی تعطیل گردید. ضمن اینکه حساب توئیتری الجزیره با ۱۱ میلیون مخاطب نیز با نفوذ یکی از سهامداران سعودی این شبکه اجتماعی، از دسترس خارج شد. جنگی تمامعیار در عالم رسانههای عرب رخ داد که در معنای تام آن به مسئله «قدرت» و «سرمایه» برمیگشت.
استفاده از رسانهها، همیشه برای جهان عرب مسئلهای اساسی بوده است. تا آنجا که تاریخ مطبوعات نشان میدهد که اولین نشریات منطقه به زبان عربی و در مصر منتشر شدهاند. عربها در دیگر تولیدات رسانهای نیز پیشتاز بودهاند. بهگونهای که در روزگاری نهچندان گذشته، در تولید فیلم و سریال نیز حرفی برای گفتن داشتند. اما با تضعیف قلب روشنفکری جهان عرب در مصر، قدرتهای رسانهای نیز به کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس مانند قطر و عربستان منتقل شدند. آنچنانکه سرمایهگذاریهای وسیع قطر و عربستان در رسانهها با ظهور الجزیره و العربیه، باعث شد که دیگر قدرتهای سیاسی منطقه و جهان (ازجمله روسیه، ایران، آمریکا و انگلیس) نیز به تأسیس شبکههای تلویزیونی عربزبان رویآورند. از سوی دیگر، این عطش رسانهای به «زبان عربی» محدود نشد و سرمایهگذاریها شامل کانالهای انگلیسیزبان نیز گردید. بهگونهای که امروز شبکه الجزیره انگلیسی، رقیب بسیار مهمی برای سی.ان.ان و بی.بی.سی محسوب میشود. زیرا سرمایه هنگفت الجزیره انگلیسی باعث جذب بسیاری از بهترین مجریان، خبرنگاران و سردبیران از سراسر جهان شده بود. در مقابل، العربیه نیز در سال ۲۰۰۳ با حمایت مالی عربستان، کویت و امارات تأسیس شد. این شبکه نیز با سرمایه هنگفت سعی دارد که رقیب اصلی خود یعنی الجزیره را پشت سر بگذارد. تأثیرات سیاسی و ملموس الجزیره در جریان انقلابهای عربی و بازتاب خودسوزی «بوعزیزی» جوان تحصیلکرده و بیکار تونسی و حمایت از دیگر جریانها در کشورهای عربی باعث شد که جایگاه رسانهای آن بهشدت افزایش یابد. بااینحال، آنچه در تحلیل رسانههای عربی و رویارویی امروز آنها میتواند موردتوجه قرار گیرد، نقش «سرمایههای عربی» در آن است. از منظر تحلیل اقتصاد سیاسی، این رویارویی رسانهای چند مسئله مهم را اثبات میکند:
۱٫ ظرفیت رسانهای جهان عرب، برخاسته و بازنمایاننده آرای ملل عرب نیست و عربستان به دلیل سرمایه بیشتر خود در حوزه رسانهها، موفق شد بهراحتی غول رسانهای الجزیره را از پا درآورد. عربستان نهتنها فعالیتهای تلویزیونی الجزیره را محدود کرد، بلکه با دخالت آشکار در شبکههای اجتماعی، فعالیتهای مجازی آن را نیز به حالت تعلیق درآورد.
۲٫ هرچند که الجزیره، سابقه بیشتری نسبت به رسانههای عربی وابسته به حکومت سعودی دارد، اما درنهایت به هر دلیلی از سرمایهگذاری در شرکتهای خدماتدهنده شبکههای اجتماعی بازمانده است. تعطیلی حساب توئیتری الجزیره نشان داد که سرمایه هنگفت شاهزاده سعودی در توئیتر میتواند سدی در برابر هر رسانهای قلمداد شود. پیشازاین نیز شاهزادههای سعودی در خرید عمده سهام دیگر شرکتهای بزرگ در فضای مجازی اقدام کردهاند و ظاهراً در این مسئله، قطر بازی را به عربستان واگذار کرده است.
۳٫ توئیتر برخلاف شعار آزادی بیان، سرمایه را مقدم بر هر عقیدهای میداند. در این صورت با تمسک به مسئله «حمایت از تروریسم»، الجزیره را مجازات میکند. هرچند که حمایت این شبکه از بعضی از گروههای تروریستی غیرقابلانکار است، اما از ذکر این نکته نیز نباید گذشت که هماکنون کاربران حامی داعش، در این شبکهها فعال هستند و رسانههای عرب حامی آنها نیز از خدمات آن بهره میبرند. همچنین پیشازاین کوچکترین فعالیتها در حمایت از جریان مقاومت در شبکههای اجتماعی با سانسور مواجه میشد.
۴٫ بازی رسانهای اخیر در جهان عرب، بیشتر از آنکه به ایدههای سیاسی برگردد، به سرمایه و جایگاه اقتصادی آنها تعلق دارد. حکام سعودی بهخوبی از قدرت رسانهها و سرمایه اجتماعی آنها آگاه هستند. بنابراین یکی از خواستههای اصلی خود را تعطیلی الجزیره عنوان کردهاند. آنها همچنین درک درستی از آینده رسانهها داشتهاند و با خرید سهام شرکتهای عظیم، قدرت سرمایه را در سیادت جهان عرب اثبات کردهاند. با این وضعیت، نمیتوان امیدی به فعالیت آزاد شهروندان در شبکههای اجتماعی داشت. شبکههایی که وابسته به سرمایه سعودی است و تحمل مخالفت دوستان دیروز خود را نیز ندارند. تکلیف مخالفان آنها روشن است!