کلاندادهها؛ پایان نظریه و پارادایم جدید در علوم اجتماعی و فرهنگی
ویژگیهای کلاندادهها باعث میشود که این ادعا را مطرح کنیم که علوم فرهنگی و اجتماعی دادهمحور در پارادایم جدید مجددا ظهور کرده است. با این تفاوت که کلاندادهها، مسئله «فرضیه» را به کناری مینهد و این ادعا توسط کریس اندرسون (۲۰۰۸) مطرح میشود که آنقدر دادهها کافی است که نیاز به فرضیهها و نظریهها نیست و دادهها خود میتوانند سخن گویند و در «پایان نظریه» به سر میبریم. به زعم وی، وجود «همبستگی» میان دادهها کافی است و الگوریتمهای آماری میتواند الگوهایی را پیدا کند که روشهای علمی پیش از این قادر به شناخت آنها نبود. از این منظر، علم هم میتواند بدون مدلها و نظریههای یکپارچه پیشرفت کند.