• مجید سلیمانی از دلایل مواضع ضد و نقیض و منفعلانه روشنفکران نسبت به حوادث اخیر می گوید: افول روشنفکری، از غرب‌زدگی تا سلبریتی‌زدگی

    ▪️ روشفکران فعلی جهان، منتقدان برجسته نظام جهانی هستند ولی در ایران دقیقاً برعکس است. روی کلمه طبقه دقت کنید، «طبقه» ‌ای که با عنوان روشنفکری در ایران شکل گرفته عملاً حامی نظام جهانی به رهبری آمریکاست. وضعیت فعلی روشنفکران و اینکه در برابر حوادث نه براساس دلایل منطقی بلکه بر اساس علایق سیاسی زودگذر خود تصمیم‌گیری می‌کنند به همین دلیل است که جریان روشنفکری در ایران از عالم نیز جدا افتاده است. ما انتظار نداریم جریان روشنفکری رابطه دوستانه‌ای با حکومت‌ها داشته باشد، اما باید از یک آزادگی برخوردار باشد که این آزادگی حداقلی نیز در این‌ها دیده‌ نمی‌شود.

    ▪️ مواجهه روشنفکران با مسائل اخیر متأثر از شبکه‌های اجتماعی است که سازه گفتمانی روشنفکران تحت تأثیر این شبکه سبب افول آن‌ها شده که اتفاقات این روزها مصداق کامل آن است. قاعدتاً گفتار روشنفکری نمی‌تواند یک گفتار عرفی شده مثل سلبریتی‌ها قرار گیرد ولی عملاً حرف هایشان جز از دهان سلبریتی‌ها شنیده نمی‌شود. سعید حجاریان چند سال قبل گفته بود ما باید حرف‌هایمان را از دهان سلبریتی‌ها بزنیم. این یک عقب‌گرد برای یک جریان سیاسی و روشنفکری است. ضمن اینکه نباید فراموش کرد سلبریتی‌گری یکسری عواید اقتصادی دارد؛ شاید مهم‌ترین آن‌ها این است که باید روابط متقابلی با نظام سرمایه داری وجود داشته باشد، چرا که این دو بدون همدیگر نمی‌توانند حیاتی داشته باشند. اینجا اساساً با اهداف یک کنشگر که به عنوان روشنفکر خودش را مطرح می‌کند در تضاد قرار می‌گیرد. روشنفکر در حقیقت باید سویه انتقادی داشته باشد ولی در این چرخه عملاً حرف‌هایش رنگ و بویی از همین نظام می‌گیرد و در آن ساختار ادغام می‌شود.

  • «بحران شبکه ملی اطلاعات؛ از نگاه ملی تا رویکردهای پسااستعماری» در نشست نهمین گردهمایی اصحاب علوم انسانی، اجتماعی، هنر و رسانه با موضوع “افزایش قیمت بنزین و اعتراضات پس از آن”

    شبکه ملی اطلاعات باید نهاد گفتگوی ملی ما باشد؛ آن‌چنان‌که هر صدایی که به حاکمیت ملی التفات داشته و آن را تقویت می‌کند را باید پوشش دهد. ضمن اینکه این شبکه، باید محملی را برای گفتگوی ما با گروه‌های به حاشیه رانده‌شده جهانی فراهم سازد. درواقع، باید نگاهی جهانی داشته باشد؛ زیرا برآمده از حکومتی انقلابی است که مرزی برای خود تعیین نمی‌کند؛ اما در برابر مرزهایی قرار می‌گیرد که شبکه مبتنی بر نظام جهانی آن‌ها را تعیین کرده است.

  • ترجمه کتاب «سرمایه‌داری پلتفرمی»

    کتاب «سرمایه‌داری پلتفرمی» نوشته نیک سرنیک در سال ۲۰۱۷ منتشر شده و یکی از پربسامدترین کتاب‌های سال‌های اخیر در حوزه پلتفرم‌های اجتماعی و اقتصاد دیجیتال است.
    استدلال این کتاب این است که سرمایه‌داری بعد از یک دوره کاهش طولانی در سودآوری تولید، رو به سوی «اطلاعات» آورده است و اطلاعات را روشی برای حفظ رشد اقتصادی و نیروی حیاتی در رویارویی با بخش تنبل تولید می‌داند. در قرن بیست و یکم و بر اساس تغییرات فناوری‌های دیجیتال، اطلاعات به نحوی فزاینده تبدیل به نقطه مرکزی بنگاه‌های اقتصادی و ارتباط آن‌ها با کارگران، مشتریان و دیگر سرمایه‌داران شده است. پلتفرم در اینجا به‌عنوان الگوی جدید تجاری پدیدار می‌شود که قادر به استخراج و کنترل مقادیر عظیمی از اطلاعات است و ما با این تغییر، شاهد ظهور شرکت‌های بزرگ انحصاری هستیم. امروز سرمایه‌داری اقتصادهای با درآمد بالا و متوسط، به‌گونه‌ای فزاینده در انحصار این شرکت‌هاست و این کتاب اشاره می‌کند که این روند ادامه خواهد داشت. هدف این کتاب این است که این پلتفرم‌ها را در زمینه‌ای بزرگ‌تر از تاریخ اقتصاد در نظر گیرد و آن‌ها را به‌عنوان ابزاری برای تولید سود فهم کند و طرحی کلی از برخی از تمایلاتی ارائه دهد که نتیجه کار آن‌هاست.

  • بررسی فراز تا فرود اجتماعی آمدنیوز در گفت‌وگوی «وطن امروز» با دکتر سلیمانی‌ساسانی: آمدنیوز تنها در تلگرام می‌تواند متولد شود

    با گسترش و تقویت فعالیت اجتماعی دوسویه در شبکه‌های اجتماعی توانایی بالقوه ظهور آمدنیوزها در آینده کاهش پیدا می‌کند. از سوی دیگر تجربه درک آمدنیوز و افزایش بلوغ سیاسی نسل‌هایی که این سال‌ها فضای رسانه‌های اجتماعی جدید را درک کرده‌اند مانع از آن می‌شود که رسانه‌های مبتنی بر اخبار جعلی در آینده توانایی نقش‌آفرینی بالایی پیدا کنند. با این حال عمده تمرکزها به سمت رسانه‌های پرقدرتی می‌رود که توانایی گفتمان‌سازی دارند و از طریق گفتمان خود را به تقابل می‌آورند.

  • کتاب «ارتباطات اجتماعی جدید در عکاسی: زندگی دیجیتال در اینستاگرام» به زودی منتشر می‌شود

    کتاب«ارتباطات اجتماعی جدید در عکاسی: زندگی دیجیتال در اینستاگرام» (۲۰۱۸) نوشته الیزا سرافینلی و با ترجمه مجید سلیمانی ساسانی، به زودی توسط انتشارات «سوره مهر» منتشر می‌شود. این کتاب از اولین آثاری است که از منظر فرهنگی و اجتماعی، به تحلیل تحولات جدیدی پرداخته است که انتشار عکس‌ها در رسانه‌های اجتماعی ایجاد کرده‌اند و در این زمینه، پلتفرم اینستاگرام را مورد تحلیل قرار می‌دهد.

  • انتشار کتاب «شرق‌شناسی هالیوود»

    به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب «شرق‌شناسی هالیوود: تحلیل روایت پسااستعماری مسلمانان در سینمای هالیوود» نوشته مجید سلیمانی ساسانی به همت پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی منتشر شد. مجید سلیمانی، دانش‌آموخته دکتری علوم ارتباطات و پژوهشگر حوزه فرهنگ و رسانه است و این کتاب را در ۷ فصل تنظیم کرده و به دنبال پاسخ به این پرسش است که بازنمایی ملل شرق، خصوصاً اسلام و مسلمانان در سینمای هالیوود چگونه رخ می‌دهد و این بازنمایی در حوزه‌هایی همچون؛ «جنسیت و زنان مسلمان»، «قومیت و نژاد»، «سیاست و اسلام سیاسی» و «هراس، ترور و وحشت» چگونه دنبال شده است.

  • گام دوم انقلاب و مسئله «سیاست‌گذاری رسانه‌ای»

    بدون شک، بیانیه‌ی گام دوم، فرازهای متنوعی از چهل‌سالگی انقلاب اسلامی را به‌مثابه راهی طی‌شده و تجربه‌ای ارزشمند مطرح می‌کند و سرشار از عبارات قدرتمند، واژگان نیرومند و گفتاری جهت‌مند است. بااین‌حال، متن پیش رو متوجه فرازی از این گفتار ارزشمند است که بر «وظایف سنگین» و «نگاه مسئولانه دستگاه‌ها، اشخاص و نهادهای غیر حکومتی» درزمینهٔ رسانه‌ها تأکید می‌کند. به بیانی دیگر می‌توان گفت که رهبر معظم انقلاب اسلامی در این فراز از بیانیه، به طرح بحرانی درزمینهٔ برنامه‌ریزی رسانه‌ها اشاره داشته‌اند و خواستار «تنظیم» و «اجرای» برنامه‌هایی «کوتاه‌مدت»، «میان‌مدت» و «جامع» شده‌اند. بنابراین می‌توان از چند وجه به مسئله سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی رسانه‌ها و همچنین اهمیت آن به‌منزله مسئولیتی اجتماعی پرداخت. نوشتار حاضر، از همین منظر به شرایط و امکان‌های موجود در سیاست‌گذاری رسانه‌ای می‌پردازد. از دیدگاه این متن، سخن از عدم امکان سیاست‌گذاریِ رسانه‌ای، وجهی از رویکرد «پسااستعماری» در رسانه‌ها محسوب می‌شود که جایگاه تعیین شده نظام جهانی رسانه‌ها را می‌پذیرد و به‌جای اتخاذ رویکردی مسئولانه، روشی «منفعلانه» را در پیش می‌گیرد.

  • خدمات «تماشا» در «فیس‌بوک» و اجتماعی کردن فرآیندهای رسانه‌ای

    در ادبیات علوم اجتماعی، مفاهیمی تحت عناوین «تغییر اجتماعی»[۱] و یا «تحول اجتماعی»[۲] وجود دارد که تاریخ پیدایش آن را می‌توان هم‌زمان با جلب‌توجه جامعه‌شناسان به تغییرات گسترده اجتماعی جامعه مدرن دانست. این مفاهیم، گستره زیادی از تغییرات و تحولات را مدنظر قرار می‌دهند. به‌گونه‌ای که تغییر اجتماعی، هرگونه تغییرات در سازمان، ساختار و نهاد اجتماعی تا شیوه‌های زندگی را جزو وجوه خود قلمداد می‌کند. بااین‌حال، بُعد اساسی تغییرات اجتماعی را «سرعت» تغییرات دانسته‌اند که این سرعت، نقشی اساسی در تغییرات اساسی‌تر در نظم اجتماعی ایفا می‌کند و به‌نوعی می‌توان گفت که ما به‌سرعت با تغییرات گسترده در نهادهای اجتماعی مانند خانواده و آموزش مواجه هستیم. درحالی‌که از آینده نزدیک نیز کمترین اطلاعاتی نداریم و این مسئله قدرت برنامه‌ریزی را از نهادهای اداره‌کننده می‌گیرد. علاوه بر تغییر، سرعت و حجم تغییرات به‌گونه‌ای است که مفهوم تحول اجتماعی نیز بهره برد. بدین معنا، می‌توان ادعا کرد که تغییرات فرهنگی و اجتماعی آن‌چنان رخ می‌دهد که به مفهوم تحول نزدیک است. از این منظر، تحولاتی اساسی که پیش‌ازاین، بعد از مدت زمان طولانی و در فاصله چندین نسل رخ می‌داد به طرفه‌العینی بروز می‌یابد و این تحول را به‌وضوح می‌توان در گستره عظیمی از زندگی اجتماعی ملاحظه کرد. درواقع، سرعت تغییر معانی و ارزش‌ها، فراتر از تغییرات اجتماعی است و باید سخن از تحولی اجتماعی به میان آورد که ترکیب و توازن میان بخش‌های مختلف جامعه را متحول می‌کند.

  • مسائل اجتماعی ایران و تدقیق در اولویت‌ها

    «مهم‌ترین مسائل اجتماعی ایران چیست و چه مسائلی، با چه لوازم و مقدماتی بر دیگر مسائل اولویت دارند؟». قطعاً پاسخ به این پرسش بسیار سخت است. خصوصاً آنکه بحث اولویت‌ها یا به عبارتی «محدودیت‌ها» در پرداخت به مسائل نیز وجود دارد. درواقع شاید در گفت‌وگو با اصحاب علوم اجتماعی و دیگر ذی‌نفعان، فهرستی از مسائل اجتماعی جامعه ایران آشکار شود اما میزان شدت و حدت و بحرانی بودن و اولویت آن‌ها، مسأله مناقشه‌برانگیزی است. در شناسایی مسائل و اولویت‌ها، هر یک از اصحاب علوم اجتماعی با توجه به نظام فکری یا حتی حوزه تخصصی خود، استدلالاتی می‌کند و در این میان، دقیقاً مشخص نمی‌شود که چگونه می‌توان به بحث اولویت‌ها در مسائل اجتماعی پاسخ داد. زیرا رهیافت‌های نظری زیادی در علوم اجتماعی وجود دارند که حتی در شناسایی مسائل نیز توافقی در میان آن‌ها وجود ندارد.

  • نمایش خود در رسانه‌های اجتماعی؛ از وبلاگ‌ها تا اینستاگرام

    ورود تصویر به رسانه‌های اجتماعی، موجب تحول نشانه‌ها شد و امروز، بیشتر اطلاعات خروجی ما در شبکه بر اساس تصاویری است که پست می‌کنیم و متن‌ها، نشانه‌های ضعیف‌تری هستند و به‌مراتب، اطلاعات کمتری منتقل می‌کنند. نسل جدید رسانه‌های اجتماعی، به نسبت وبلاگ‌ها، هم واجد ویژگی‌های شبکه‌ای‌تر هستند و هم با ورود تصویر – اعم از عکس و فیلم – حوزه عمومی نفوذ رسانه‌های اجتماعی در میان عامه مردم را گسترش داده‌اند. اینستاگرام در این میان پیشتاز است و به‌جرئت می‌توان گفت که این شبکه اجتماعی حتی به نسبت دیگر شبکه‌های اجتماعی – مانند فیس‌بوک – عرصه عمومی‌تری دارد و این ویژگی را نیز به‌واسطه تمرکز بر تصاویر به دست آورده است. در قیاس تحول رسانه‌های اجتماعی و نمایش خود، از وبلاگ‌ها تا اینستاگرام، فرایندی را می‌توان مشاهده کرد که عبور از متون و ورود به عرصه تصویر، کمترین وجه آن است. این تحول، از یک منظر، وجهی از عرفی‌شدن در نمایش خود و تلاش برای جلوگیری از میرایی پیام دارد و از وجهی دیگر، موجب تغییر و عرفی‌شدن اولویت‌ها در همه عرصه‌های اجتماعی خواهد شد. زیرا عرصه‌های اجتماعی متأثر از برداشت‌های حوزه عمومی است و عرفی‌شدن و ساده‌سازی آن در ابعاد این تأثیرپذیری قابل‌فهم خواهد بود. تغییر مرجعیت‌های اجتماعی و تأثیر سلبریتی‌ها را می‌توان یکی از کمترین نشانه‌های عرفی‌شدن حوزه عمومی به‌واسطه تصویر تلقی کرد.